على محمدى خراسانى

22

شرح رسائل (فارسى)

است يعنى خداوند ما را به چيزى امر كند كه مردّد است بين احد الامرين او الامور و تكليف به مجمل مستلزم تأخير بيان از وقت حاجت است . [ گاهى بيان بر ذو البيان مقدّم است نظير كثيرى از عمومات و مطلقات قرآن فى المثل پيامبر اكرم پيشاپيش آداب و احكام نماز را آموخته و فرموده بود صلوا كما رأيتمونى أصلّي بعدها قرآن فرموده : اقيموا الصلاة كه اشاره به آن صلاة معهود است . گاهى بيان همراه ذو البيان است نظير كثيرى از عمومات و مطلقات از جهاتى مبتلا به تخصيص و تقييد شده‌اند و مخصّص آنها متّصل به عام است و . . . . گاهى بيان متأخّر از ذو البيان است منتها فقط تأخير بيان از وقت خطاب است فى المثل روز شنبه مولائى به عبدش گفته : اكرم العلماء فى يوم الخميس سپس روز سه‌شنبه فرمود : لا تكرم الفسّاق من العلماء در اينجا زمان صدور عام و خطاب روز شنبه است و زمان حاجت و عمل روز پنجشنبه است و بيان روز سه‌شنبه آمده كه از وقت خطاب متأخر است ولى از وقت حاجت متأخّر نيست . گاهى بيان متأخر از وقت حاجت است مثلا در همان مثال بالا غروب پنجشنبه بگويد : عالم فاسق را اكرام نكن اين تاخير بيان از وقت حاجت است كه از صبح يوم الخميس باشد حال عند العدليه تاخير بيان از وقت حاجت از محالات است نسبت به مولاى حكيم و با مقام حكمت نمىسازد چون مستلزم القاء در مفسده و يا تقويت مصلحت است . . . ] و تأخير بيان از وقت حاجت قبيح است و كار قبيح از مولاى حكيم صادر نمىشود پس تكليف به مجمل از وى صادر نمىشود پس علم اجمالى مؤثر